اخبار

نگاهی نو به نقالی به قلم هنرمند لرستان

نگاهی نو به نقالی به قلم هنرمند لرستان
جمشید صالح نیا _ به رغم برخورداری ملت ما از پیشینه درخشان و افتخار آمیز فرهنگی و ادبی به ویژه در حوزه ادبیات حماسی که در طول تاریخ کشور ما را در مسند پیشکسوت علوم انسانی نشانده است دیری است از گذشته پر بار و برتر خود گسسته است. در حالی که منابع ادبی ، متون کهن و کلاسیک ما مشحون از نظراتی بی بدیل و تاریخچه ای بس وسیع است.

آسید مصطفی سعیدی را می توان بازمانده این جریان فرهنگی و هنری قلمداد کرد . هنرمندی که بر روی صحنه  چشم هر بیننده ای را متحیر می نماید  .فرم و محتوا در بازی این اسطوره به قدری حساب شده و هنرمندانه در هم تنیده میگردد که بیننده علاوه بر اجرایی دراماتیزه شده نکات مفهومی و اخلاقی را از دل آن استخراخ می نماید و با  در نظرگرفتن سطح فهم و نیاز بهره جستن  از واژه های ارزشمند اخلاقی و انسانی در قالب و المان های کاملا ایرانی و اصیل  به هدف و غایت خویش نزدیک می گردد .بیان شیوا و رسا ، ایستهای صحنه ای به جا ، استفاده صحیح از زبان بدن ، بازی در بازیهای کاملا حرفه ای  و ارتباطی خیره کننده با مخاطب از ویژگیهای نقالی آسید مصطفی بود که به جرآت می توان گفت یکی از بهترین و بزرگترین ورگشاپ و کلاس  بازیگری را بر روی صحنه ایجاد می نمود ، وی به نحوی ماهرانه داستان را نقل می نمود که مخاطب  ، لشگر پر تعداد تورانیان و ایرانیان را فارغ از اینکه حضوری واقعی داشته باشند بر روی دیدگان خود تصویر سازی می نمود،  و بعضا صدای  پرتاب  و اصابت نیزه بر سینه  دشمنان  گرد و غبار ناشی از درگیری و جنگ و... در وجود تماشاگران ملموس و باورپذیر بود .  در   این شیوه  نمایشی ،   وی  با توقف نقلی و شروع نقلی دیگر و پیوند خلاقانه بین داستان‌ها و ایجاد تعلیق، بیننده را مجذوب و معشوق شخصیتهای داستانش می نمود .استفاده  درست و به جا  از کوک ، گام ،  ریتم و تمپ در کلام و بازی وی ، لحظاتی ناب و دراماتیک را پدید می آورد . تنها ابزار این نقال ، چوبدستیش بود که کارکردی فوق العاده تاثیر گذار را دارا بود  و  از این حیث ارتباطی منطقی و منظم را در داستان و مخاطب برقرار می نمود ، چوبدستی که گاها غریبترین نقاط صحنه نبرد و بعضا قریبترین کشمکش و درگیری صحنه را به شیو ه ای پذیرفتنی و باور پذیر  نمایان می کرد و بعد از اتمام کار و نقل ،  بعنوان ابزاری  در جهت ثبات و استحکام   زندگی مرشد کارکردی شخصی از خود به جای می گذاشت .آیین ماهانه شاهنامه خوانی و نقالی شاهنامه یکی از معدود برنامه های فرهنگی و هنری دو دهه اخیر کشور است  که در آن  شاهنامه حکیم طوس  به  همت هنرمندان  و علاقمندان به ادبیات حماسی  پاس داشته می گردد ، آیینی که چهارشنبه آخر هر ماه در شهرستان دورود برگزار میگردد . برنامه  فرهنگی که بنیان گذارش  فیروز حسنی گوهرکان  از آن بعنوان جریانی آوانگارد در عصر حاضر یاد می کند که نسلهای آینده را در این دیار  به تفکر و تامل فرو خواهد برد .

آخرین شین نقالی کهن ایران

از مرگ آخرین بازمانده  هنر نقالی مدت کوتاهی است  می گذرد ، اسطوره ای که مایه فخر و مباهات ادبیات حماسی ایران بود . در یکی از آیین های ماهانه شاهنامه خوانی و نقالی که همه ماهه در شهرستان دورود برگزار می گردد ، نقالی نوجوان به آسید مصطفی سعیدی نزدیک شد ،  با بوسه ای بر دستان او گفت : استاد از یزدان پاک سپاسگزاریم که درمقطعی از زمان زیست میکنیم که قادریم نقل و هنر شما را از نزدیک به نظاره بنشینیم  .از مرشد سید مصطفی سعیدی بعنوان یکی از آخرین بازماندگان نقل و نقالی در ایران نام برده میشود . دکتر صادق عاشورپور درقسمتی از  کتاب نقالی خود  می نویسد :   پس از اینکه بشر شیوه زندگی اجتماعی را شناخت و آن را تجربه کرد و آغاز نمود عواطف و احساسات در وجودش بروز و ظهور یافت، خواسته یا ناخواسته به کشف نقل و نقالی نایل آمد؛ چرا که نقل حوادث و اتفاقات رخ داده در وقت شکار یا مواقع بروز خطری و نقل آن و چگونه رهیدن از این خطرات یا پیروزی بر آنها برای دیگران خود حاصل این کشف بود.

وی در بخشی دیگر بیان میکند : قصه‌گویی در ایران پیشینه‌ای بس طولانی دارد که حداقل آن این است که این قوم در حدود بیست و پنج قرن پیش یعنی تقریبا پنج قرن قبل از میلاد مسیح(ع) در زمان هخامنشیان به مکتوب کردن قصه‌ها همت گماشته‌اند.

آنها سرگذشت الهه‌هایی همچون میترا و آناهید و افسانه پهلوانان همچون داستان رستم، سیاوش، اسفندیار و... را برای یکدیگر بازگو می‌کردند. در دوره اشکانی کسانی را که داستان‌های حماسی و رزمی می‌گفتند، گوسان می‌نامیدند.از ارکان و عناصر  مهم  و تاثیر گذار تشکیل  این آیین  ، شاهنامه خوانی توسط شاهنامه خوانان  بومی و محلی و با گویش های منحصر به فرد  همچنین  نقالی آسید مصطفی سعیدی بود که به طور مستمر و دنباله دار  داستانی از آموزه های اخلاقی و انسانی را به شیوه ای زیبا و نمایشی  نقل می نمود . داستانهایی که از دل طومار شاهنامه  استخراج می شد طوماری  که در دو جلد توسط ایشان به زیور چاپ آراسته شده است .علاقمندان بی شماری همه ماهه  به انتظار  آخرین چهارشنبه روزگار سپری میکردند و خودجوش و بدون دعوت  بر روی صندلی تنها سینمای  شهر (سینما کیهان ) می نشستند تا نقل مرشد حنجره ارغوانی و آخرین شین  نقالی کهن ایران  را  از نزدیک نظاره کنند. روز اول اسفندماه   1398 در سن 82 سالگی  این پیر  فرهنگ کشور  رخ در نقاب خاک کشید . و با کوله باری از تجربه و دانش در عرصه نقالی و منقبت خوانی دار فانی را وداع گفت ، اینک آیین ماهانه شاهنامه خوانی بدون حضور او به مسیری که  حاصل  زحمات عزیزان و بزرگان اهل ادب  و علی لا خصوص  مرشد سعید ی  است به سختی ادامه حیات  خواهد داد   و چشم و امید علاقمندان و هنرمندان  به نوجوانان و جوانانی است که عاشقانه و هنرمندانه شیوه و روش اجرایی وی را دنبال کرده و بعنوان نقالان نوپا ی قدم  در این عرصه و وادی نهاده اند .

دلمان برای نقلش تنگ شده است ... یادش گرامی و خدایش بیامرزد .

برفتند و ما را سپردند جای               جهان را چنین است آیین و رای

 

۸ اَمرداد ۱۳۹۹ ۱۱:۳۵
ارشاد دورود |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید